آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
162
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
در نوزدهم ژوئيه با پيمودن پنج مايل به نزديك شهر قم « 1 » رسيديم . داروغه در معيت پنجاه نفر سوار به پيشواز آمد و خوشآمد گفت همراه او چند رقاص بود كه يكى از آنها بر چوب بلندى زير بغل خود راه مىرفت و تا رسيدن به اقامتگاه جلوى ما مىرقصيدند و با عمليات جالبى سرگرممان مىكردند . در ميدان شهر طبالان ، سرناچىها و نىلبكنوازهاى بسيارى مستقر شده بودند كه موسيقى آنان دلنواز و شاد به گوش مىخورد . تمام اهالى ، شهر را آبپاشى كرده بودند تا از بلند شدن گرد و خاك جلوگيرى شود هيچيك از كوچههاى اين شهر و نيز قزوين سنگفرش نشده بود . قم يك شهر باستانى ، و بطليموس آنجا را گوريانا « 2 » ناميده است . اين شهر در قديم بسيار بزرگ و گسترده بوده است و امروز نيز از باقىماندهء چندين ديوار خراب مىتوان به اين حقيقت پىبرد . قم نيز بر روى دشتى هموار قرار گرفته و در سوى راست آن رشته كوه الوند كه خود را با قله سفيدش نشان مىدهد ، واقع شده است . از اين كوه دو رشته رودخانه سرچشمه مىگيرد و در داخل شهر به يكديگر متصل و جارى مىشوند . در بهار سه سال پيش از اين دو رودخانه مزبور چنان از آب پر شدند كه سيل ناشى از آن بيش از يكهزار خانه را از بين برده بود . در شهر و بيرون آن باغات بسيارى ديده مىشود كه ميوههاى خوب از آنها به دست مىآيد ، از آن جمله نوعى صيفى به بزرگى و گردى يك نارنج است كه رنگهاى زيبائى دارد . اين ميوه بسيار خوشبوست و از اينجهت به آن شمامه « 3 » مىگويند ، آن را بدست مىگيرند و مىبويند ، اما مزهء خوبى بر خلاف برخى از
--> ( 1 ) - Kum ( 2 ) - Guriana ( 3 ) - Schammame - « نوعى از خربزه ، دستنبو هر چيز خوشبو كه در دست گيرند و ببويند . . . » فرهنگ فارسى عميد - م .